در یکی از حساس ترین برهه های تاریخی صنعت نفت و به ویژه پتروشیمی که حدود 70 درصد ارز سامانه نیما را تامین می کند، یک انتخاب اصلح می تواند سعادت این صنعت و انتخاب یک گزینه ضعیف بی شک هلاکت آن را در پی داشته باشد. چطور فردی که سابقه مدیریت کلان و تخصصی در صنعت نفت نداشته است می تواند زمامدار این معاونت قرار گیرد؟

به گزارش نفت نوین، مرتضی شاهمیرزایی، در روز شنبه 26 مرداد 1392 توسط بیژن زنگنه از مدیرکلی بازرسی وزارت نفت، برکنار شد. طبق گفته همکاران وی در آن روزها، برکناری شاه میرزایی به خاطر اختلاف دیدگاه سیاسی نبود.

 کارکنان بدنه وزارت نفت به خاطر دارند که در دوران وزارت مسعود میرکاظمی و رستم قاسمی کمیته انتصابات توسط میرمحمد صادقی، چگنی و شاه میرزایی رهبری  می شد و بعضا افرادی که تخصص کافی نداشتند و تنها مورد تأیید ایشان بودند در این کمیته منصوب می شدند که البته این موضوع شاید از نظر ساختاری و قانونی مشکلی نداشته باشد، اما چالش از جایی آغاز شد که این امپراطوری قدرت تغییر جهت داد و موجب شد تا بسیاری از مدیران با تجربه و سالم با طرح اتهامات بی اساس که در هیچ محکمه ای قابل اثبات نبود، برکنار شوند.

 

خاطرات تلخ کارکنان...

 

این سبک تصمیم گیری موجب شد تا عملکرد شاه میرزایی در ذهن کارکنان و بدنه صنعت نفت به صورت نامناسبی ماندگار شود. هر چند در ظاهر وی دایه دار انقلابی گری و ولایت مداری بود، اما به نظر می رسد نوع عملکرد وی نه تنها از رفتار حرفه ای معیار علم مدیریت فاصله داشت بلکه از معیار اخلاق نیز دور بود.

 

شاه میرزایی پس از برکناری از سمت مدیرکلی بازرسی نفت، با انتصاب در سمت کارشناس در معاونت برنامه ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزارت نفت دولت تدبیر و امید با سکانداری زنگنه، تمامی 8 سال کوچکترین اعلام نظر انتقادی یا ضد فساد درباره سیستم تحت مدیریت ژنرال زنگنه نداشته است.

 

حال باید از آن کسانی که معتقدند شاه میرزایی نیرویی انقلابی و ضد فساد حقیقی است پرسید، این چه روحیه انقلابی و فساد ستیزی است که هر 8 سال یک بار فعال شده و به غليان در می آید؟ چطور ممکن است 8 سال بدون داشتن جایگاه کلیدی در سایه نشست و هیچ کدام از مراتب تجربی و آموزشی مدیریت را طی نکرده باشد و اکنون که شاهد یکی از حساس ترین برهه های تاریخ صنعت نفت جمهوری اسلامی ایران به ویژه در صنعت پتروشیمی هستیم، در قامت معاون وزیر نفت ایفای نقش کرد؟ مگر انسان می تواند 8 سال تجربه لازم و کافی به ویژه در صنعتی تخصصی مانند نفت، کسب نکند و به حدی ورزیده شود که بر صندلی معاونت وزیر تکیه زند؟

 

مدیریت با استخاره؟!

 

از سویی دیگر به گفته کارشناسان نفتی، طبق رزومه وی، همه می دانند بخش عمده و اصلی سوابق شاه میرزایی در بازرسی شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی ایران و بازرسی کل وزارت نفت خلاصه می شود؛ حال باید پرسید آیا وی توانایی ظاهر شدن به عنوان یک معاون وزیر که وظیفه برنامه ریزی، مدیریت و هدایت زیر مجموعه های کلان را بر عهده دارد که لازمه آن اشراف و تخصص در صنایع بالادستی، پایین دستی، بودجه، قوانین و مقررات و برنامه ریزی و مدیریت منابع انسانی است؟ آیا چنین انتخابی از سوی وزیر نفت مصداق عینی تضییع منافع ملی نیست؟

 

البته به عقیده برخی از حامیان تفکر شاه میرزایی که از افراد نزدیک به ثمره هاشمی، دستیار ارشد احمدی نژاد و البته مسعود میرکاظمی و جبهه پایداری است، می توان تنها با استخاره با قرآن و تسبیح، سکانداری معاونت پتروشیمی وزیر نفت و مدیریت شرکتی به عظمت  شرکت ملی صنایع پتروشیمی که حدود 70 درصد از ارز سامانه نیما را تامین می کند، عهده دار شد.

در این بین بد نیست یادی کنیم از جمله معروف شهید عالی مقام، مصطفی چمران که از وی پرسیدند: تعهد بهتر است یا تخصص؟ می گویند تقوا از تخصص لازم تر است.

وی پاسخ می دهد آن را می پذیرم، اما می گویم آن کس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست.